خرید بک لینک
امروز کنار پنجره نشستم و سرسری سرک کشیدم. ماه مثل شاهزادهxad ای ولنگار با لبخند محو و چشمای شوخ مضحکانه چه راحت میخنده. یادمه همیشه دختر خالم با تمسخر میگفت :کجای این قرص سفید، چشم و دهن و بینی، می xadبینی؟! شاید من حتی این روزا هم مرز بین خیال و دروغ رو ندونم! اگرچه اصلا اگه همه ی ما دروغ نگیم هم گاهی فکر میکنیم خیال همون دروغ قشنگی که واقعیات، اونرو میسازن برای پوشوندن پلشتی های روحمون.هیچ وقت یادم نمیره بچه که بودم همیشه بر عکس همه ی اطرافیانم که ماه رو مرد مهربون قصه ها تصور میکردن برای من ماه همیشه زنی بود با صورتی مهتابی و ابروهای پیوسته؛دقیقا شبیه

برچسب: مرا به حال خود بگذار,مرا به حال خود رها مکن,مرا به حال خودم بگذار,مرا به حال من رها مکن,مرا به حال خوشی دعوت کن,مرا به حال من رها نکن,مرا به حال خود رها نکن,مرا به حال خودم بگذارید,مرا به حال خود رها کن,خدايا مرا به حال خود وامگذار, نویسنده: یاسین جعفری تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 0:06

دنیای بدی شده.چون نه دیگه قانونی هست و نه نظمی.دنیای مزخرفی شده چون اجازه میده جوون ها پیر بشن.صبح ها با خیال تخت از خواب بلند میشم.جدی نمیگیرم هیچ چیزو،چون خوب میدونم یه روز کامل بیقراری منتظرم هست.به خیالم فراموشی زمان میبره اما دیگه یکمی دیره برای فراموش کردن کسی که شده دنیات.بهم گفت:میترسم زمان که بگذره حس کنی اونی نبودم که می خواستی....سکوت کردم،فقط سکوت کردم.اما حالا میگم:من مینویسم،بلد نیستم به زبون بیارم اما حالا که میخونی پس شاید اینطوری بفهمی حرف دلمو.گذشت زمان چیزی رو حل نمیکنه من همونی خواهم بود که حالا هستم حداقل تو این مسئله.راستش این روز

برچسب: دل که تنگ است به کجا باید رفت, نویسنده: یاسین جعفری تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 0:09

یک روز،یک جایی،ناگهان این اتفاق برایمان می افتد.کتابمان را می بندیم،عینکمان را از چشم برمیداریم،شماره ای را گرفته ایم قطع میکنیم و گوشی را روی میز میگذاریم،ماشین را کنار جاده پارک میکنیم و دستمان را از روی فرمان برمیداریم،اشک هایمان را پاک میکنیم و همانطور که در خیابان راه می رویم،همانطور که خرید می کنیم،همانطور که دوش میگیریم ناگهان می ایستیم،می گذاریم دنیا برای چند لحظه بایستد و بعد همانطور که دوباره راه میرویم،خرید میکنیم،شماره می گیریم و کتاب می خوانیم و...از خودمان سوال میکنیم واقعا از زندگی چه می خواهیم؟!!! به احتمال قوی از آن روز به بعد دیگ

برچسب: نویسنده: یاسین جعفری تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 12:55

آنجا روم کز اشک غم دریا نباشد غیر از سبو خونین دلی آنجا نباشد و بالاخره در چهل سالگی می فهمی عاشقی منطق ندارد و دوست داشتن دلیل.بلدی من را همینطور که هستم دوست بداری؟ همینقدر آرام و گاهی شلوغ و پردردسر،همینقدر آتش پاره،همینقدر حاضرجواب و همینقدر بادرک.بلدی همین "من" را دوست بداری؟ همین دختر مو کوتاه لخت را که گاهی پریشان میشوند.همین منی که گاهی قلدور احساسش میشود و یادش میرود دختر است.میشود دوست داشت این من دیوانه را که گاهی صدای خنده اش تا فرسنگ ها میرود؟ بلدی وقتی می خندم پابه پایم بخندی؟بلدی کل شهر را همراهم قدم بزنی و نگویی"خسته شدم"؟ بلدی دوست د

برچسب: تو میدونستی تنهام حمید صفت,تو میگی سلام,تو میگفتی وفادارم,تو میگی نامه نوشتی نرسیده,تو میتونی غمامو خاک کنی,تو میتونی دلمو شاد کنی,تو میتونی شهرام,تو میتونی دلمو شاد کنی دانلود,تو میروی قطار می رود,تو میتونی دلمو شاد کنی عروس, نویسنده: یاسین جعفری تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 8:00

صفحه بندی